صرفاً جهت احترام به نظر شما !

به وبلاگ سرای امید خوش آمدید »»»»» امیدوارم که اوقات خوبی را سپری کنید »»»»» لطفا با نظرات خودتون در بالا بردن سطح وبلاگ ما را یاری کنید »»»»» مدیریت سرای امید


((« هرچه میخواهد دل تنگت نویس »))


*** دوستان عزيز اميدوارم كه اوقات خوب و خوشی داشته باشيد ***

*** لطفا در نظر سنجي ها و نظر دادن در مورد مطالب شركت كنيد ***

عزيزان، با هر بار اومدن به وبلاگ خودتون يه جمله(دلخواه)در قسمت دیدگاه اين مطلب بذاريد تا همه از اونها استفاده كنيم

اعتراف می کنم ....................................!!!

خودتان را راحت کنید

خودتان را راحت کنید

برترین اعترافات جالب و (بی ادبیه اگه بگم احمقانه ، پس نمی گم) قابل تأمل خودم و شما دوستان عزیز

در صورت تمایل و بیدار شدن وجدان اقدام کنید و راحت بخوابید

با هم اعتراف کنیم و با هم بخندیم

دانلود سخنرانی از دکتر سید موسی صدر

دانلود سخنرانی با لینک مستقیم
دانلود سخنرانی زیبا و دلنشین از دکتر سید موسی صدر

با فرمت MP3




نظم جهان

1.45 مگابایت

00:01:34

کوتاه اما خواندنی

آدم ها همه در یک سطح نیستند و از هم فاصله دارند اما همه از یک جنس اند ؛ هر که در این حیات ، در زیر این آسمان از چیزی به شعف آید از بلاهت جانوری و گیاهی برخوردار است ؛ نمی دانم چرا در هر شعفی ، هر خنده قاه قاهی ، هر بشکنی ، هر احساس خوشی ای موجی از حماقت غلیظ منفور و زشت پدیدار است ، نمی دانم قیافه های خوش و فربه چرا در چشم من ، تا حد استفراق وقیح و قبیح و چندش آورند ؟

... واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد ، چه شانسی ؟ خریت ! اوه که چه نعمتی است ، چه سرمایه ای است خوشبختی هر کس به میزان برخورداری او از این نعمت عظمی است و بس . این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی .

... چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد . چه تلخ است میوه درخت بینایی !!

... خودخواهی های بزرگ با «آوازه» و«عشق» سیراب می شوند اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ در گرمای مهر و عشق همچنان بی نصیب می مانند .

از کتاب کویر دکتر شریعتی

به راستی كلمه “خانواده“ یعنی چه ؟؟

قدر خانواده ات را بدان با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم اووه !! معذرت میخوام. من هم معذرت میخوام. دقت نکردم ...      ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم   اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم كمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم .دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همینكه برگشتم به اوخوردم وتقریبا انداختمش با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار“ قلب کوچکش شکست و رفت نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم       وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت میكنی اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار میكنی   برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی. آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی آرام ایستاده بود كه سورپرایزت بكنه هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی در این لحظه احساس حقارت كردم     اشكهایم سرازیر شدند. آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم   بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟ گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم نمیبایست اونطور سرت داد بکشم گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان من هم دوستت دارم دخترم و گلها رو هم دوست دارم مخصوصا آبیه رو گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو ... آیا میدانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار میكنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟ اما خانواده ای كه به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.   و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمیكنیم و نه خانواده مان   چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !! اینطور فكر نمیكنید؟!! به راستی كلمه “خانواده“ یعنی چه ؟؟ 

الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقی

تو همان وقتی که قصد کردی برای هادی ما بخوانی به دست خودت فنا شدی!!

فقط این میان، مانده ام که امام مان، چه بر سر اولیاءالشیطان باریده که اینگونه

بعد از هزار و اندی سال، هنوز هم مورد جفای ایشان است!!!

جانم نقی ... جانم نقی

جانم به این اسم که هنوز هم شنیدنش برای شما زجرآور است

دست در دست هم تلاش کنیم برای حذف آثار ناپاک این مرده ی متحرک

آهنگ زیر از مهران باقری رو همه جا جایگزین آهنگ موهن ایشون کنید


هیچی نمیدونی / با فرمت mp3

6.56 مگابایت
00:02:51


شهر خاموش کیهان کلهر

شهر خاموش کیهان کلهر

   



روزنامه نيويورك ‌تايمز
از کلهربه ‌عنوان
سفير فرهنگي 
موسيقي ایران ياد كرد 

كيهان كلهر را بايد سفیر فرهنگی موسیقی ایران لقب داد. او در چند سال گذشته يكي از پركارترين هنرمندان کشور بوده که با سفر به دورترین نقاط جهان به یک هنرمند بین المللی تبدیل شده است. کلهر بین دانشجویان ایالات متحده طرفداران زیادی دارد. سال گذشته دانشگاه "ييل" شاهد هنرنمايي او در تك‌نوازي كمانچه بود و بعد هم در ژاپن با گروه موسيقي "جاده ابريشم" روي صحنه رفت. چندي بعد در لبنان برنامه اجرا كرد و سپس به مصر رفت و در كنار اهرام ثلا‌ثه كمانچه نواخت. بعد هم در مجموعه برنامه‌هاي گروه "جاده ابريشم" در ايالت كاليفرنياي آمريكا روي صحنه رفت.

اما مهم‌تر از همه اينها، آلبوم " شهر خاموش " بود كه براي كودكان حلبچه ضبط شده و بعد از انتشار در خارج از کشور بالاخره در ایران هم به بازار موسيقي عرضه شد. چندی پیش روزنامه نيويورك‌تايمز به بهانه ضبط اين آلبوم به بررسي جايگاه فرهنگي اين نوازنده برجسته ايراني پرداخت و از او به‌عنوان موسيقيداني ياد كرد كه نقش سفير فرهنگي را ايفا مي‌كند.

ويواين شواتيزر در مورد شهر خاموش مي‌نويسد: "شهر خاموش اثري سحركننده و تاثيرگذار درباره روستاي حلبچه است؛ روستايي كه صدام‌حسين آن را بمباران شيميايي كرد. در اين آلبوم ساز كمانچه ماتم و زاري كودكان حلبچه را به مخاطب منتقل مي‌كند". كلهر این آلبوم را با همراهي نوازندگان گروه بروكلين رايدر ضبط كرده است. شهر خاموش با بداهه‌نوازي كمانچه آغاز مي‌شود، زمزمه‌اي در يك مخروبه كه به‌طرز ترسناكي گردوخاك پخش‌شده در هوا و ويرانه‌هاي بمباران را تداعي مي‌كند. اين زمزمه با آهنگي كردي همراه است كه دوباره ساختن روستاي ويران‌شده را يادآوري مي‌كنداين اثر البته براي كلهر 45 ساله طنين ويژه‌اي دارد؛ براي او كه در تهران متولد شد اما اصل و نسبي كردي دارد. كلهر صداي ساز كمانچه را صدايي گرم و خيلي نزديك به صداي انسان توصيف كرده است.

قطعه اصلی اثر حاضر  - شهر خاموش -  در سال 2004 به سفارش دانشگاه هاروارد برای ترکیب کوارتت زهی نوشته و اجرا شد و بعد از نظر سازبندی و شکل اجرا بازبینی شد که ساز کنتر باس و سازهای کوبه ای به آن اضافه گردیده است. این قطعه برای اولین بار در کارنگی هال نیویورک به وسیله همین نوازندگان اجرا شد و بعدها در کنسرت های دیگر. هدف ابتدایی در بوجود آمدن شهر خاموش ترکیب موسیقی بداهه و موسیقی از پیش نوشته شده در یک قطعه موسیقی بود که تمام اعضای گروه بر اساس چهار چوب های مشخص شده در آن شرکت می کنند و در شکل گیری و صدا دهندگی نهایی به یک اندازه موثرند.

شیوه نوشتار در سه قسمت اول غیر متعارف و نشانه ای ست. در این شیوه هم نوازنده برداشت خود از نشانه ها را اجرا می کند و تنها فرم ها جهت کلی اجرا مشخص و توضیح داده شده است ولی عواملی چون سرعت ریتم و انتخاب ترکیب ها، دامنه صوتی و زمان کشش یا سکوت ها در هنگام اجرا بر عهده نوازندگان است و طبیعتا در هر اجرا متفاوت.قسمت دوم که در پی تکنوازی کمانچه بر اساس تم های کردی می آید، به روش معمول آهنگسازی و به شیوه رایج نت نویسی شده است.


همكاران كلهر در ضبط اين اثر كولين ياكوبسن، جاناتان گاندلسمن، نيكلا‌س كورد، سيامك آقايي و اريك ياكوبسن هستند . نيكلا‌س كورد درباره همكاري با كلهر مي‌گويد: همكاري با اين نوازنده ايراني نتيجه هشت سال يادگيري و تجربه است. "اولين باري كه ما كلهر را ديديم خيلي از ديدار او لذت برديم. مجذوب جهان ذهني او شديم، اما در آغاز فكر نمي‌كرديم روزي بتوانيم چنين اثر رويايي‌اي با هم ضبط كنيم". بداهه‌نوازي، مهارتي كه در سنت موسيقي كلا‌سيك فارسي سابقه‌اي ديرينه دارد، موسيقيدانان كلا‌سيك غربي به ندرت در كارهايشان بداهه‌نوازي داشته‌اند اما اعضاي بروكلين رايدر براي اولين بار بخت خود را در اين زمينه با بداهه‌نوازي كلهر، آزموده است. شوايترز در ادامه مقاله نیویورک تایمز به تلا‌ش‌هاي كيهان كلهر براي نزديك كردن ملت‌ها از طريق موسيقي مي‌پردازد و همكاري او با شجاعت حسين‌خان نوازنده سيتار هندي را در اين راستا ارزيابي مي‌كند. اين دو كه سابقه همكاري 8 ساله با هم دارند تا به حال آلبوم‌هاي موسيقي غزل يك و غزل دورا منتشر كرده‌اند. كلهر در موسيقي‌اش روي فهم عميقي از موسيقي فرهنگ‌ها تاكيد دارد. او به عنوان يك موسيقيدان ايراني بارها و بارها برنامه‌هاي متعددي براي تماشاگران غربي اجرا كرده است. با اينكه طي سال‌هاي اخير با سوال‌هاي سياسي زيادي روبه‌رو شده اما همواره بر اين نكته تاكيد دارد كه يك سفير فرهنگي است نه يك سياستمدار.از آخرين كنسرت مستقل كلهر در تهران 5 سال مي‌گذرد. در حقيقت صداي كمانچه كلهر طي سال‌هاي اخير بيش از آنكه در تهران شنيده شود در ديگر پايتخت‌هاي دنيا به گوش خورده است. اين نوازنده متولد سال 1342 در خانواده‌اي كرد است. كلهر كار موسيقي را از 5 سالگي شروع كرد و مدتي هم با گروه شيدا همكاري داشته است. او از 17 سالگي مقيم ايتاليا بوده و سپس در رشته آهنگسازي در دانشگاه كارلتن‌اتاوا (كانادا) فارغ التحصيل شده است. كلهر يك بار هم نامزد جايزه معتبر گرمي شده است.

منبع: اعتماد ملی/آهنگ سر

رسم جوانمردی

یک روز مردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت که امکان بردن وی نبود، با خودش گفت دخترم را نزد امین مردم شهر می برم و بعد عازم سفر خواهم شد. دختر را نزد شیخ برد و ماجرا را برایش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد. شب شد و دختر دید شیخ...

ادامه نوشته

سخنی ناب از آلبرت انیشتین

اگر برای حل مسئله ای که جانم در گرو حل آن باشد، یک ساعت وقت داشته باشم، ۵۵ دقیقه اول را صرف تعیین پرسش های صحیح می کنم چون اگر پرسش صحیح را بدانم، مسئله در کمتر از ۵ دقیقه حل می شود!

آلبرت انیشتین



If I had an hour to solve a problem and my life depended on the solution, I would spend the first 55 minutes determining the proper question to ask, for once I know the proper question, I could solve the problem in less than five minutes

Albert Einstein

عکسنوشت 2 ::: درخت


درخت اگر بودم
بعد از مردنم!
در بهترین حالت
می‌شدم دسته‌ی مبل مورد علاقه‌ی تو!
همیشه دستت برای من بود!
در بدترین حالت هم
دری می‌شدم که هنگام عصبانیت

مرا به هم میکوفتی!

ضرب المثل های خارجی درباره ی ازدواج

ضرب المثل های خارجی درباره ی ازدواج


1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش‌هایت مشورت کن تا با چشم‌هایت. (ضرب‌المثل آلمانی)

۲- مردی که به خاطر ”پول ” زن می‌‌گیرد، به نوکری می‌رود. (ضرب‌المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (‌ضرب‌المثل چینی)

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ”شوهر” باشد. (ضرب‌المثل یونانی)

۵- زن عاقل با داماد ”بی‌پول ” خوب می‌سازد. (ضرب‌المثل انگلیسی)

ادامه نوشته

تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
اما خود نیز علت را نمی دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید...

ادامه نوشته

مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت . بالاخره پرسید : - ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت : - درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی . پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .......

ادامه نوشته

چیزی برای نگرانی وجود نداره

فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه سالمی یا مریضی.
اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده كه نگرانش باشی؛ 
اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه دست آخر خوب می شی یا می میری.
اگه خوب شدی كه دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛ 
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه به بهشت بری یا به جهنم.
اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛ 
ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری!
پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!! 
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی

رنگین پوست

This poem was nominated poem of 2005.

Written by an African kid, amazing thought :

“When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black… And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray… And you call me colore???


این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده. توسط یک کودک آفریقایی نوشته شده که در همان سال در سازمان ملل خوانده شد و استدلال شگفت انگیزی داره:::

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم… و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای… و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد

 آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او....
شیخ احوال بهلول را پرسید.
گفتند او مردی دیوانه است.

ادامه نوشته

خردگرايی چيست وخرد گرا کيست؟

                      با خرد خودتون قضاوت کنید

ادامه نوشته